ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

49

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

همين كه علاء الدوله همدان را تصرف كرد ، بدينور رفت و آنجا را هم تصرف كرد و سپس رو به شاپور خواست نهاد آنجا را نيز متصرف شد و آن ولايات را جمع آورد و امراء ديلم را كه در همدان بودند دستگير نمود و در قلعه‌اى در اصفهان زندانيشان كرد و اموال و اقطاع آنها را بگرفت و از ديلم هر كس شرارتى در او بود تبعيد كرد و از آنها كسانى كه ميدانست شرى از وجود آنها برنميخيزد نگاه داشت و در كشتار بيداد كرد و هيبتش نمودار و مردم از وى بترسيدند و كشور را ضبط كرد و قصد حسام الدوله ابا الشوك نمود . شرف الدوله كس نزد او فرستاد از وى شفاعت كرد . علاء الدوله پذيرفت و برگشت . بيان وزارت ابى القاسم مغربى براى مشرف الدوله در اين سال ، در ماه رمضان مشرف الدوله وزير خود مؤيد الملك رخجى را دستگير كرد . مدت وزارت او دو سال و سه روز بود . سبب عزل او اين بود كه اثير خادم متغير بر او گرديد زيرا مؤيد الملك ابن شعيا يهودى را به صد هزار دينار مصادره كرده بود ، و اين يهودى وابستهء اثير بود و اثير سعايت كرد و عزلش نمود و بعد از او شرف الدوله ابى القاسم حسين بن على بن حسين مغربى را وزير كرد مولد او در مصر بسال سيصد و هفتاد بود پدر او از ياران سيف الدوله بن حمدان بود و بمصر رفت و بحكومت رسيد و سپس الحاكم او را كشت فرزندش ابى القاسم به شام گريخت و نزد حسان بن مفرج بن جراح طائى رفت و او را به مخالفت با الحاكم و خروج بر وى برانگيخت . حسان به مخالفت برخاست و ابى القاسم بيعت با ابا الفتوح حسن بن جعفر علوى امير مكه را كارى پسنده به نظر حسان وانمود كرد ، حسان بوى گرويد و ابا الفتوح علوى را به رمله آورد و بخطاب امير المؤمنين مخاطب ساخت . الحاكم مال گرانقدرى براى حسان فرستاد و ميانهء او را با ابى الفتوح تباه ساخت حسان ابو الفتوح را بوادى القرى باز گرداند و وى از آنجا به مكه رفت . سپس ابا القاسم قصد عراق كرد و خويشتن را به فخر الملك رساند . القادر باللّه او را متهم كرد زيرا كه از مصر آمده بود . فخر الملك وى را تبعيد نمود و ابا القاسم بموصل نزد مروان رفت و